تبليغاتX
زهیر

زهیر

مثل نامه ای ولی

توی هیچ پاکتی

حا نمی شوی

جعبه ی جواهری

قفل نیستی ولی

 وا نمی شوی

مثل میوه خواستم بچینمت

میوه نیستی ستاره ای

از درخت آسمان جدا نمی شوی

عرفان نظر آهاری :استاد دانشگاه علامه در درس ادبیات .خانمی حدودا" ۳۵ ساله. فوق العاده مهربون.عشق من!!!

+ نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 14:28 توسط آزاده |


۱.خوشم ...

۲.دلت گریه میخواد؟ عشق؟

۳.ما به کجا می رویم؟

۴.یه دقیقه چشاتو ببند.دوس داشتی الان اگه اینجا نبودی کجا و تو چه موقعیتی بودی؟

دیدش؟قشنگ بود؟پس لامصب چرا قدر یه نک سوزن تلاش نمیکنی که بهش برسی؟

۵.دیفرانسیل هم چیز خوبی است!!!

یکی آمد

یکی آمده بود

یکی رفت

یکی رفته بود

من آمدم

نه کسی آمد

نه کسی رفت

 

آمده بودند و رفته بودند(!)

ps.

فقط اسم همه اونا شبیه اسم من بود!

کدوم یکی از اون دخترا مثل من بود?

+ نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 14:24 توسط آزاده


جیغ

داد

شور

حال

غم؟گریه؟دلگرفتگی؟تنهایی؟

نه !نمی شناسم!

قلیون

دود

تاریکی

بهانه

عشق؟دوستت دارم؟بیا بغلم؟یه بوس بده؟

نه!نمی خوام!

بیرون

درس

امتحان

تلفن

sms

ایرانسل

کجایی پس؟

نکبت؟بی مرامی؟س. ک. س؟عینک؟

نه!من این کارش نیستم!!!

ضدحال

خوش گذرونی

ice pack

ساسی مانکن

(کنکور)(شاید)(!)

ااینه!!!این منم!!!یه آزاده!!!

 

+ نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 12:7 توسط آزاده


اسم وبلاگ:عاشق عشقش!!! کدوم عشق؟عشق کی؟این چن وقته اصلا" بهش فکر کردی؟                 

 

آدما آدمو تنها میذارن!(سیر میشن!)

میرم با چشمای خیسو قلبی بی گناه

میرم حتی نمیندازی به من یک نگاه

هر جا میرم اما بازم یادت می افتم

اینو به همه گفتم!

 

ps.از همه دنیا فقط یه فرصت میخوام!!!

ps2.تنهایی آدمو ائل آخر یه جوری پر میشه(با هر جون کندن)(!)

مشکل از منه که میخوام با تو پر شه؟!!!!

ps3.هیچ وقت نمیخونیش...(پس چرا می نویسم؟)

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 8:11 توسط آزاده


سلام

خيلي زياد وقتي بود كه حتي به وبلاگ دوستام سر نزده بودم

اصلا يادم رفته بود زهيري ام هست !!!خيلي دلم براشون تنگ شده بود...

خيلي چيزا عوض شده..من...اون...دنيا...زندگيامون...حتي blogfa!!!

امسال با قبول شدن اين كنكور لعنتي خيلي چيزا عوض ميشه فقط برام شده يه كابوس كه يعني ميشه تموم شه؟!

اونقدرايي كه بايد به خودم سخت نمي گيرم ولي بد تو مخه!!!

كاش يكي از يه جايي مي اومد بهت ميگفت كه همه چي به زودي تموم مي شه...

واي چقدر دلم واسه اينجا تنگيده بود...!!!!!!!

پ.ن.كنكور يه بهانه اس *خيلي وقته انگيزه ندارم خيلي كارا رو انجام بدم!هدف و دلخوشي تنها چيزيه كه نميبينم!!!

پ.ن2.امروز روز عشقه!!!مباركتون باشه!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 18:6 توسط آزاده |


چه مي پنداري؟

من بيشتر از اينها باخته ام!

بسيار هراسانم٬فراتر از لمس دستان تو

چه انتظاري داري؟٬آنچه ميكنم را خواهم فهميد

                      آنگاه كه همه چيز را بدانم...به من خواهي گفت:

تو هيچ نمي داني(!)

پ.ن.ديگه نميخوامــــــــت٬لعنــــــت به تو و روز تولــــــدت.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 7:18 توسط آزاده |


And ive got nothing to say

I cant belive i didnt fall right down on my face

I  was confused

Looking every where /only to find  that its

Not the way I had imagine all in my mind

SO  what am i?

What do i have but negativily

cause i cant justify the

way every one is looking at me

NOthing to gain/hollow & alone

And the fault is my own

tHE faulT iS my OwN!

+ نوشته شده در یکشنبه 8 بهمن1385ساعت 20:18 توسط آزاده


It start with one thing

I dont know why

It doesnt even matter how hard you try

keep that in mind

I designed this rhyme

TO explain in due time

All I  know

Time is a valuable thing

Watch it fly by as the pendulum swings

Watch it count down to the end of the day

The clock ticks life away

Its so unreal

Didnt look out the below

Watch the time go right out the window

Trying to hold on،but even know

Wasted it alljust to watch you go

I  kept every thing inside & even i tried it

 all fell apart

 What it meant to me will eventually 

be a  memory of the time

I tried so hard

And got so far

But in the end

It doent even matter

I had to fall

To lose it ALL

But in the end

It dosent even matter

One thing i dont know why

It dosent even matter how hard you try

keep that in mind

I designed this rhyme to remind myself how

I tried so hard

In spite of the way you were mocking me

Acting like i was part of your property

REmembering all the times you fout with me

Im suprised it got so far

Things arent in the way they were before

you wouldent even recorgnize me any more

NoT that you knew me back then

But it all comes back to me (in the end

You kept every thing inside & even though i tried

it all fell apart

What it meant to me will eventually be a

memory of a time when I

...

 Ive put my trust in you

Pushed as far as ican go

FOr all this

There is only one thing you should  know!

+ نوشته شده در یکشنبه 8 بهمن1385ساعت 20:11 توسط آزاده


Sometimes i need to remember just to breath
sometimes i need u to stay away from me
sometimes i in disbelief i didnt know
somehow i need u to GO!
sometimes i feel like i truested u too well
sometimes i just feel like screaming at MYSELF!
sometimes im in disbelief i didnt know
somhow i need tobe alone
dont stay
forget our memories
forget our possibilities
what you were changinh me into
JUST GIVE ME MYSELF BACK &DONT STAY.
dont stay
forget our memories
forget our possibilities
take all your faithlessness whit you
JUST GIVE ME MYSELF BACK &DONT STAY.

i dont need you any more

i dont want tobe ignored

i dont need you one more day

of you wasting me away...

پ.ن.lpبازی رو عشق است!!!


 

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 دی1385ساعت 19:33 توسط آزاده


خوبم...(!)

پ.ن.تا اطلاع ثانوی این وب آپ نخواهد شد!

+ نوشته شده در شنبه 27 آبان1385ساعت 15:59 توسط آزاده